ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

408

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

فصل 16 معالجهء غيبت راه معالجه و ترك غيبت اين است كه آدمى اولا مفاسد و عقوبتهاى اخروى آن را به ياد آورد ، و ثانيا مفاسد و بديهاى آن را در دنيا متذكَّر باشد ، زيرا گاهى غيبت كسى كه از او غيبت مىشود به او مىرسد ، و اين منشأ عداوت و يا باعث زيادتى دشمنى و بغض وى مىگردد ، و در مقام اهانت و اذيّت او برمىآيد ، و بسا ممكن است كار به جائى منجر شود كه چارهء آن نتوان كرد ، از قبيل زدن و كشتن و مانند اينها . ثالثا فوائد اضداد آن را - كه به آنها اشاره خواهيم كرد - به خاطر آورد . و بعد از اينها مراقب زبان خود باشد ، و پيش از آنكه بخواهد زبان به گفتار بگشايد در آن بينديشد ، كه هر گاه متضمّن غيبت است خاموش باشد ، و به اين شيوه و لو به تكلَّف و سختى ادامه دهد ، تا ميل آشكار و نهان به غيبت از دلش بيرون رود . اين راه اجمالى معالجهء غيبت است . امّا راه عمده و تفصيلى علاج آن اين است كه اسباب و انگيزه هاى مذكور آن ريشه كن شود ، و قبلا علاج خشم و كينه و حسد و استهزاء [ كه از عوامل غيبت به شمار مىروند ] ذكر شد ، و راه معالجهء هزل و شوخى و فخر فروشى و مباهات [ كه بعضى ديگر از عوامل غيبتاند ] خواهد آمد . امّا پاك و منزّه شمردن خود با نسبت دادن كار زشتى كه از خود او سر زده به ديگرى [ به اين نحو كه بگويد من نكرده‌ام و فلانكس كرده ] ، معالجهء آن اين